السيد الخميني
13
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مىآيد از پيروزى اسلام كه به دست اين واقع شده است ؛ مىخواهد اسلام پيروز نباشد كه مبادا اين آدم پيروز بشود . اگر انسان پيش دل خودش بنشيند و فكر اين را بكند كه اگر پيروزى كه به دست او حاصل شده بود براى اسلام ، به دست من حاصل شده بود ، فرقى مىكند در قلب من بين اين و او ؟ اين اسلامخواه است ؟ ! اين اسلام را مىخواهد ؟ ! آن كه اسلام را مىخواهد ، اگر به دست كافر هم حاصل بشود خوشش مىآيد . اگر پيروزى به دست يك كافر براى اسلام حاصل بشود ، اين از كافر به اينكه كافر است خوشش نمىآيد از آن عملش خوشش مىآيد . و از اين به اعتبار اينكه اين پيروز شده است و اسلام را پيروز كرده خوشش مىآيد . و چنانچه كارشكنى از يك نفر آدمى كه دوست او هست ، محبت به او دارد اين حاصل بشود يا از خودش حاصل بشود ، ببيند در قلبش اين اثرى مىگذارد يا نه ، اثر نمىگذارد . يك كار خارجى كه در خارج واقع مىشود - هر كارى مىخواهد باشد - انسان وقتى مىخواهد قلم دستش بگيرد و راجع به اين كار يك چيزى بنويسد ، يا مىخواهد برود در مرجع مردم ، در محضر ملت راجع به اين مسأله يك مطلبى بگويد قبل از اينكه مىرود و اين مسأله را مىگويد ، ببيند كه آيا اين حُبّ نفس - كه تابع او حُبّ به علايق خودش هست ، حُبّ به دوستان خودش هست - او را همچو كور كرده است كه نمىتواند واقعيت را بگويد ، و واقعيت را فداى خودش مىكند يا نه ، اين طور نيست و فداى خودش نمىخواهد بكند چيزى را . آن وقت اگر ديد آن طورى است ، بداند كه قلم مالِ شيطان است و به دست اوست و زبان مال شيطان است و در قدرت اوست . و اگر ديد كه نه ، كار خوب را هر كس بكند اين خوب است ، چون خوب است ، هر كس بكند اين كار را ، تحسين مىكند . كار ، خودِ كار را ببيند ، صدور كار از فلان ، اين است كه انسان را مبتلا مىكند . خودِ كار را وقتى نگاه بكند بدون صدورش از اين و آن ، انسان مىتواند حكم بكند ، مىتواند حكم بكند كه مجلس شوراى اسلامى ما ، اين مجلس چطور است . مىتواند حكم بكند اگر خود مجلس را نگاه كند ، نه افراد را در نظر بگيرد . يك چيزى كه از مجلس مىگذرد خود او را نگاه كند كه اين چيزى كه از مجلس گذشته است اين چطور است . اينجا مىتواند قضاوت كند براى اينكه اين بسته به افراد